صامت بروجردی › زبان حال خاتون محشر در خانه خولی| ” میراثدار ادب پارسی “
این چه شوری بود ای سر که تو بر سر داری / هر زمان از ستمی دیده ز خون تر داری
گاه در دیر نصاری و گهی خانه خولی / گاه در کنج تنور این سیر انور داری
حسرت و داغ جوان مردگی و تشنه لبی / جمله را ای سیر ببریده تو بر سر داری
جگر سوخته کی تاب صبوری دارد / گریه از حسرت دامادی اکبر داری
بسته از گریه گلویت که جوابم ندهی / یا شکایت ز جدا بودن مادر داری
مگر ای سرنبدی زینت آغوش رسول / ز چه از خاک سیه بالش و بستر داری
زین شراری که تو را هست بدل پندارم / خبر از سوز تب عابد مضطر داری
دام از چیست که مژگان تو ریزد خوناب / یاد از تیر گلوی علی اصغر داری
تا تو (صامت) شدهای نوحه سرای شه دین / جهل محض است اگر بیم ز محشر داری
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.