صامت بروجردی › جواب امام علیه السلام به خواهر| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خواهر برو برو که خدا باد یار تو / ایزد رسد به درد دل داغدار تو
خواهر برو که درد و غم از کوفه تا به شام / در هر قدم نشسته کشد انتظار تو
خواهر برو که کعب نی و چوب اشقیا / آماده گشته از پی جسم نزار تو
خواهر برو که آه یتیمان در بدر / باشد چراغ عقل به شب‌های تار تو
خواهر برو که بر طبق خودزنان شام / خاکستری گرفته ز بهر نثار تو
بنمود پاسبانی من ساربان قبول / گردیده شمر در سفر شام یار تو
گر با تو همرهی ننمودم ز من مرنج / این بی‌سری نمنوده مرا شرمسار تو
هر جا شوی سوار چو عباس و اکبرت / شمر و سنان بودند یمین و یسار تو
بر خاک مانده گر تن من غم مخور سرم / باشد به نیزه در نظر اشکبار تو
جان تو و سکینه و کلثوم و عابدین / نگذار تا روند دمی از کنار تو
زین چشم اشکبار پس از مرگ (صامتا) / جیحون شود روانه ز خاک مزار تو