صامت بروجردی › و برای او همچنین| ” میراثدار ادب پارسی “
چون بر بشر فلک ز ازل مهربان نبود / هرگز نشاط و خرمی اندر جهان نبود
یک بار آب خوش به گلوی کسی نیخت / کاغشته او به زهر غم جان ستان نبود
گشتند اولیا به بلا مبتلا همه / اما کسی چو خسرو لب تشنگان نبود
هابیان اگر ز ظلم برادر الیم شد / جسمش به خاک بیسر و عطشان طپان نبود
ایوب گر جراحت تن داشت بیشمار / دیگر به فکر العطش کودکان نبود
بر سینه زخم تیر و بدل داغ اکبرش / یا پهلویش هدف بسنان سنان نبود
گر بوالبشر به مرگ پسر گشت اشکبار / با دردهای بدتر از این توامان نبود
یونس اگر به بطن سمک شد مقام او / تیر بلا به صید تنش در کمان نبود
روزی که گشت منزل یونس به کربلا / اسمی ز ظلم کوه و از کوفیان نبود
شد سایبان به پیکر یونس ز آفتاب / بر پیکر عزیز خهدا سایبان نبود
یعقوب را دو دیده ز هجران سفید گشت / با آنکه هجر یوسف وی جاودان نبود
یحیی شهید گشت گر از بهر زانیه / تن در زمین و تیغ به کف ساربان نبود
یا راس او به نوک سنان جایگه نداشت / یا در تنور خولی دون میهمان نبود
شد زیب طشت گر سر یحیای بیگناه / دیگر کبود از زدن خیزران نبود
(صامت) به هر کجا که نمود این عزا بپا / یک دل نماند کز اثرش خون روان نبود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.