صامت بروجردی › در مصائب عاشورا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

می‌زند امروز بر سر بوتراب از یک طرف / گرید از غم حضرت ختمی‌مآب از یک طرف
چار ارکان در تنزلزل شش جهت در اضطراب / نه فلک افتاده اندر انقلاب از یک طرف
پاره پاره بر زمین جسم عزیز فاطمه / تیر یک جاه نیزه یک سو آفتاب از یک طرف
اصغر بی‌شیر یک جا تیر پران در گلو / مادرش در آه و افغان چون رباب از یک طرف
همچو اشک چشم زینب موج زن آب فرات / آل حیدر تشنه یک قطره آب از یک طرف
قاسم داماد یک جا زیر سم اسبها / نوعروس از خون او بر کف خضاب از یک طرف
بر بهار آل پیغمبر شده فصل خزان / گل ز یک جا غارت گلچین گلاب از یک طرف
گیسوی مشکین اکبر یک طرف در خاک و خون / قلب لیلا مضطرب در پیچ و تاب از یک طرف
زیر چتر زر و یک سو زاده سعد لعین / عابد نالان ز سوز تب و تاب از یک طرف
حسرت مرگ جوانان در دل زهرا بخلد / زاده مرجانه دون کامیاب از یک طرف
خار راه شام برپا کودکان در بدر / بازوی کلثوم و زینب در طناب از یک طرف
از کجا (صامت) برد جان بعد از این درد زیاد / گریه یک جا ناله یک سو اضطراب از یک طرف