صامت بروجردی › و برای او همچنین| ” میراثدار ادب پارسی “
شنیدهای که حسین جا به کربلایی داشت / ندیدهای که چه رنج و چه ابتلایی داشت
شنیدهای که لبش تر نشد ز آب فرات / ندیدهای که چه آه شرر فزائی داشت
شنیدهای که گلستان دین خزان گردید / ندیدهای که چه گلهای باصفایی داشت
شنیدهای که سوی حجله رفت دامادی / ندیدهای که به کف خود چسان حنائی داشت
شنیدهای که صغیری ز تیر شد مدهوش / ندیدهای که چه افغان دلربایی داشت
شنیدهای که حسین شد قدش کمان اما / ندیدهای که چه گلبانگ و اخائی داشت
شنیدهای علی اکبرش ز زین افتاد / ندیدهای که چه گلبانگ و اخائی داشت
شنیدهای که علیاکبرش ز زین افتاد / ندیدهای که چه فریاد و ابایی داشت
شنیدهای تو که خنجر سر حسین نبرید / ندیدهای که چه فریاد وا ابایی داشت
شنیدهای تو که خنجر سر حسین نبرید / ندیدهای که چه سر از قفا جدایی داشت
شنیدهای تو که شد کوفه منزل زینب / ندیدهای که چه مخلوق بیحیایی داشت
شنیدهای که یتیمی پیاده رفت به شام / ندیدهای که سر خارها چه پایی داشت
شنیدهای تن سجاد بد ز غم پر تب / ندیدهای که سر خارها چه پایی داشت
شنیدهای که حسین شد سرش نهان به تنور / ندیدهای که به طشت طلا چه جایی داشت
شنیدهای که نبودش به دهر نوحهگری / ندیدهای که (صامت) سخنسرایی داشت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.