صامت بروجردی › زبان حال امام برسر نعش برادر| ” میراثدار ادب پارسی “
ای علمدار به خون غوطهورم کو علمت / به سر خاک به نمود مکان از ستمت
نظری سوی برادر بنما باز که باز / جانی آید به بدن از نگه دم به دمت
فرش سم فرس خصم شده پیکر تو / عوض آنکه گذارن سر اندر قدمت
بسر آب نهادی سر و تا روز جزا / هر زمان تازه شود داغ حسین از المت
کمر خمشدهام راست شود بار دگر / گر اشارت کنی ای کشته ز ابروی خمت
قطع بیدستی تو رفع کند خجلت آب / خیز تا نزد سکینه برم اندر حرمت
پر برآورده تنت این قدر از تیر عدو / که یک بال زدن برد به باغ ارمت
چه زنم گر نزنم شعله ز داغت بر جان / چه کنم گر نکنم ناله و افغان ز غمت
گر نسوزد دلت از محنت بییاری من / یاری (صامت) افسرده نما از کرمت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.