چو نشد جناب زهرا از دور چرخ اختر / قلب شکسته وی بعد پدر مکدر
نگذشت یک دو روزی از رحلت پیمبر / کاندر در سرایش افروختند آذر
جای تسلی باب دید آن مه جهانتاب / طوق طناب اصحاب اندر گلوی شوهر
دونان کمر ببستند قلبش ز ظلم خستند / پهلوی و شکستند آخر ز ضربت در
داماد مصطفی را با فرق بیعمامه / در مسجد پدر دید بر پا به پای منبر
بیترس و بیمحابا زد ناکسی زاعدا / سیلی به روی زهرا در پیش چشم حیدر
از بس که روز و شب ریخت اشک از مصیبت باب / بر مردم مدینه طاقت نماند دیگر
آخر نمود منزل در کنج بیت الاحزان / بیرون ز شهر یثرب دخت رسول اطهر
دور زمانه کوشش کرد آن قدر به دنیا / تا کرد ارث مادر آخر نصیب دختر
یعنی به گوشه شام در گوشه خرابه / بر زینب ستمکش جا داد دیده تر
گاهی پی تسلی از گریه یتیمان / گاهی چو ابر گریان در ماتم برادر
جای بنیامیه در قصر زرنگاری / اولاد مصطفی را از خشت و خاک بستر
شد دختر علی را در شهر شام منزل / در بزم پورسفیان نزد یزید کافر
(صامت) ز شرح ماتم بر جان اهل عالم / افکند هآتش غم تا صبح روز محشر
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.