صامت بروجردی › و برای او همچنین| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چرا به عهد خود ای کوفیان وفا نکنید / حمایت از من بی‌کس به کربلا نکنید
من غریب و حریم مرا به عین عطش / برای چیست که سیر آب از وفا نکنید
چه کرده‌ام من مظلوم بیگناه غریب / که چشم خود به من از روی رحم وانکنید
برای یاری من جملگی کمر بستید / کنون گذشته ز یاری به من جفا نکنید
رها کنید مرا تا روم بروم و فرنگ / من اربدی به کسی کرده‌ام شما نکنید
مگر میان شمایک خداپرستی نیست / که بر من و سخنم هیچ اعتنا نکنید
مگر رسول خدا جد من نمی‌باشد / چرا ز جد من بی‌گنه حیا نکنید
اگر که گشته فراموششان ز حق نبی / به من ستم ز پی خاطر خدا نکنید
اگر به یاد خدا نیستید ظلم به من / برای محشر و هنگامه جزا نکنید
اگر به روز جزا نیست اعتقاد شما / حمیت عربی را ز کف رها نکنید
جهان خراب شد از اشک دیده (صامت) / دیگر سخن ز غم شاه نینوا نکنید