صامت بروجردی › زبان حال زینب مظلومه(س)| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای روی تو شمع محفل ما / زد داغ تو شعله بر دل ما
رفتی وز رفتن تو گردید / درد و غم و غصه مایل ما
ای سلسله قریش را سر / بین گردن در سلاسل ما
ای ملک امامت از تو آباد / شد کنج خرابه منزل ما
ای نور دو دیده اشک دیده / گردیده پس از تو حاصل ما
مه را چه کنم کنون که بر نی / شد مهر رخت مقابل ما
این راس منیر تواست بر نی / یا ماه به پیش محفل ما
شد زورق دل غریق در گل / گم گشته طریق ساحل ما
این نیم نفس که مانده در تن / گردیده ز مرگ حایل ما
زد شعله به جان دشمن و دوست / فریاد و فغان به سمل ما
(صامت) به فلک نیاورد / تا گشته غلام مقبل ما