صامت بروجردی › و برای او همچنین| ” میراث‌دار ادب پارسی “

یا رب مرا به چنگ بلا مبتلا مکن / دست مرا ز دامن لطفت جدا مکن
از حد گذشته گرچه گناه و خطای ما / چشم از گنه بپوش و نظر بر خطا مکن
افعال ما به وفق و رضا تو گر که نیست / بر ما ز لطف سد طریق رضا مکن
ما در خورعذاب و تو شایسته کرم / غیر از کرم سلوک به احوال ما مکن
گرچه گناه پرده ما را دریده است / از کار ما به رحمتخود پرده وامکن
ستاریست شیوه تو چون به هر دو کون / رسوا مرا ز جرم به روز جزا مکن
هر معصیت که باعث حبس دعای ماست / نادیده بین ز بخشش ورد دع مکن
امیدوار لطف و عطای تو بوده‌ایم / قطع امیدواری ما ای خدا مکن
ما را به غیر جرم و خطا نیست پیشه‌ای / ما را رها به خویش از این ماجرا مکن
ذات تو از عبادت خلق است بی‌نیاز / ای بی‌نیاز شیوه خود را رها مکن
«ادعونی استجب لکم» اندر کلام تو است / از جرم ما ز وعده قرآن ابا مکن
در هر دو کون دست گنهکار ما جدا / از دامن مودت آل عبا مکن
در آفتاب گرم قیامت مرا برون / از سایه لوای شه لافتی مکن
از خدمت ائمه اثنی عشر بحشر / ما را جدا به حق شه کربلا مکن
تعجیل کن برای ظهور امام عصر / زین بیش طول غیبت آن مقتدا مکن
اسلام منهدم شد زین بیشتر دگر / منع ظهور مهدی صاحب لوا مکن
(صامت) بود سک در سلطان اولیا / او را ز جای خویش دیگر جابجا مکن