صامت بروجردی › زبان حال صغرا خاتون| ” میراثدار ادب پارسی “
رفتی ای جان پدر سوی سفر از بر صغرا / سوختی از شرر دوری خود پیکر صغرا
دارم امید به هر جا روی ایباب گرامی / که خدا کم نکند سایه تو از سر صغرا
دلم از دوری روی تو دگرتاب ندارد / طاقت هجر تو ای ماه جهانتاب ندارد
چشمم از گریه شده خشک دگر آب ندارد / عوض اشک ببین دیده از خون تر صغرا
گوئیا مرحمتی با من بیمار نداری / من تبدار حزین را به وطن از چه گذاری
ببرم سوی سفر همره خود از ره یاری / مشکن از الم خود دل غمپرور صغرا
ترسم ای شاه حجازی که کنند اهل نفاقت / غرقه در خون جگر سوخته در ملک عراقت
دستم از دامن خود دور مفرما که فراغت / زند از سنگدلی سنگ به بال و پر صغرا
آسمان ساخت برون دامن لطف ز دستم / سنگ بر سینه دل کردرها بهر شکستم
با چه تقصیر ندانم به چنین روز نشستم / ای جمالت به شب تار مه انور صغرا
خوش به احوال عمویم که بود همره راهت / باد روشن همه جاد دیده اکبر ز نگاهت
حق نگهدار تو و یار و انصار و سپاهت / ای پدر جان تو جان علی اصغر صغرا
مینهی در وطن اکنون که مرا یکه و تنها / شو به محشر ز وفا شافع (صامت) بر یکتا
تا که آزادی کنوین کند از تو تمنا / روی امید نهاده است به خاک در صغرا
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.