صامت بروجردی › و برای او همچنین| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای کشته غلطان بخوان ای علمدارم / بردی ز دل صبر و سکون ای علمدارم
جان برادر حال من بی‌تو درهم شد / از بی‌کسی شکست پشتم قامتم خم شد
جان برادر بعد تو شد حسین بی‌یار / کردند دستت را قلم فرقه اشرار
چشم سکینه در حرم ماند اندر راه / از بعد تو دست من از چاره شد کوتاه
بعد ار تو شد اندر جهان در بدر زینب / در دست دشمن دستگیر خونجگر زینب
بهر شبیخون روز و شب لشگر ماتم / شد سوی (صامت) رهنمون ای علمدارم
بهر شبیخون روز و شب لشگر ماتم / شد سوی (صامت) رهنمون ای علمدارم