صامت بروجردی › و برای او| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای داده شرف زینب تو کرببلا را / مظلوم حسینم
فرش در تو کرده خدا عش علی را / مظلوم حسینم
گر قدرت حق جلوه نمی‌کرد به ذاتت / مظلوم حسینم
کی داشت بشر طاقت این جور و جفا را / مظلوم حسینم
اسباب شفاعت ز عزای تو بپا شد / مظلوم حسینم
آماده نمودند ز مهر تو دوا را / مظلوم حسینم
از حکم بدا منع فدا شد ز زلخیا / ای مظهر یکتا
تا سکه به نام تو زنند اسم فدا را / مظلوم حسینم
ای روشنی چشم و جگر گوشه زهرا / ای سوخته یک جا
در مجمر ماتم جگر شاه و گدا را / مظلوم حسینم
سدره شده از روز ازل منبر جبریل / همواره به تعجیل
تا بهر تو برپا کند اسباب عزا را / مظلوم حسینم
در ذروه قرب احدی بال گشادی / وز دست بدادی
از بهر لفای ابدی ملک فنا را / مظلوم حسینم
جای تو سر سینه سالار امم بود / بالله ستم بود
بر سینهتو جای شود شمر دغا را / مظلوم حسینم
(صامت) ز غمت روز و شب ای کشته صد چاک / از خاک بر افلاک
بنموده روان ز آتش دل آه و نوا را / مظلوم حسینم