صامت بروجردی › و برای او همچنین| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جان به قربان وفایت یا حبیب بن مظاهر / به اسرار تن جدایت یا حبیب بن مظاهر
طینت خاک تو را حق چون ز علیین سرشته / لاله توحید را در گلشن قلب تو کشته
چون سرت عهد است کسر بار در گرو شد / در مقام امتحان چون اختلاف نو بنوشد
خواستی اندر وطن سازی محاسن را خضابی / در دلت پیدا شد از شور حسینی انقلابی
در هوای نفس گردد شوق جانبازی فزونی / خویش را وارسته بنمودی ز دونی و زبونی
بارور گشتی به ظل رافت نخل امامت / گشت خاک تربتت مصداق اعجاز کرامت
شوق دریانی به درگاه حسینت بود بر سر / لله الحمد این سعادت شد برای تو میسر
چون تو بودی حافظ قرآن از آن رو شد به دوران / چون سر تو با حسین بر نوک نی چون مهر رخشان