صامت بروجردی › و برای او| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چون آل طاها از جور ایام / گشتند وارد در کشور شام
گفتا سکینه در محضر عام / ای خلق بی‌رحم ای قوم بدنام
ما عین قبله اصل نمازیم / سلطان یثرب شاه حجازیم
از حکم قرآن ما سرفرازیم / در کشور دین در ملک اسلام
ما کاندرین شهر زار و ملولیم / از محیط وحی از بیت الهام
خوش می‌نوازید نای و نقاره / گردیده بر ما گرم نظاره
خوش پرده شرم گردید پاره / بر آل یاسین دادید دشنام
با سینه ریش با قلب پرغم / با سر عریان با چشم پر نم
ما را نمودند سرگرد عالم / از کثرت بغض از روی ابرام
روزی که قرآن گردید نازل / بر حرمت ما می‌بود شامل
ما را خرابه دادید منزل / از جای حرمت از بهر اکرام
آخر غریبیم ما آل حیدر / در کشور شام ای خلق کافر
تا چند ما را ریزید بر سر / خاکستر و سنگ از پشت هر بام
در این ولایت ما میهمانیم / چون طایر دور از آشیانیم
تا کی بر افلاک شیون رسانیم / از ناله صبح از گریه شام
مانند (صامت) شد عمر من طی</p></div>
<div class="b2"><p>در محنت و رنج در حزن و آلام</p></div>
<div class="b"><div class="m1"><p>نحن سبایا آل محمد / جدی رسول فی کل مشهد