تا دام عطای تو بود بر سر راهم / گر بنده فرمانم و گر روی سیاهم
هرگز نبود جانب اعمال نگاهم / گر کار تو فضلست چه پرواز گناهم
چون من به بدن جامه تذویر نپوشم / آزار دلی ندهم و زهدی نفروشم
الا به ره دوستی دوست نکوشم / افسانه دوزخ همه باد است به گوشم
هرچند مرا فقر به سر حد کمال است / دستم به کسی باز کی از بهر سئوالست
خاطر ز پی وصل تو سرگرم خیالست / آه سحر و اشک شبم شاهد حالست
نایافتم از بیخبری راحت جان را / کندم ز بدن پیرهن شک و گمان را
انداختم از سر هوس کون و مکان را / نخجیر نمودم همه شیران جهان را
پنداشتم اول که زبون کرد مرا عشق / چون یافتم از خویش برون کرد مرا عشق
روزی که دلم جلوه خوبان جهان دید / ز آن جلوه عیان پرتو آن روی نهان دید
آن را که نظر در طلبش بود همان دید / گفتم که به شب چشمه خورشید توان دید
ای پیش رو مردم آزاد فروغی / بنیاد محبت ز تو آباد فروغی
جسته ز تو (صامت) ره ارشاد فروغی / از تنگی دل هر چه زدم داد فروغی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.