شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲| ” میراثدار ادب پارسی “
نعمت الله است دائم با خدا / نعمت از الله کی باشد جدا
در دل و دیده ندیدم جز یکی / گر چه گردیدم بسی در دو سرا
میل ساحل کی کند بحری چو شد / غرقه در دریای بی پایان ما
ما نوا از بینوائی یافتیم / گر نوا جوئی بجو از بینوا
از خدا بیگانه ای دیدیم نه / هر که باشد هست با او آشنا
سروری خواهی برآ بر دار عشق / کز سر دار فنا یابی بقا
سید سرمست اگر جوئی حریف / خیز مستانه به میخانه درآ
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.