شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دل ما گشته است دلبر ما / گل ما بی حد است و شکّر ما
ما همیشه میان گل شکریم / زان دل ما قوی است در بر ما
زهره باشد حوادث فلکی / گر بگردد به گرد لشکر ما
ما به پری پریم سوی فلک / زانکه اصلی است اصل گوهر ما
نعمت الله نور دیدهٔ ما است / سایه اش کم مباد از سر ما