شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۰| ” میراثدار ادب پارسی “
قدمی نه در آ در این دریا / عین ما جو به عین ما از ما
هر که با ما نشست از ما شد / بلکه گر قطره بود شد دریا
نظری کن حباب و آب نگر / یک وجود است این و آن اسما
دیدهٔ عالم است از او روشن / مینماید چو نور در اشیا
آینه صد هزار می بینم / در همه روی او بود پیدا
ذوق ما را نهایتی نبُود / ابتدا نیست و انتها آنجا
شعر سید به ذوق می خوانش / چه کنی قول بوعلی سینا
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.