شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۳۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

حضرت او را به او بینیم ما / لاجرم او را نکو بینیم ما
آب چشم ما به هر سو رو نهاد / غرق دریا مو به مو بینیم ما
غیر او در آتش غیرت بسوخت / غیر او چون نیست چون بینیم ما
عاشق و معشوق ما هر دو یکیست / رشته یک تا کی دو تا بینیم ما
احمق است آن کس که یک بیند به دو / کی چو احمق یک به دو بینیم ما
در نظر داریم دایم آینه / جان و جانان روبرو بینیم ما
دیگران او را به نعمت دیده اند / نعمت الله را به او بینیم ما