شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۵۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

همه عالم تو را و او ما را / طلب او کن و بجو ما را
سر زلفش به دست ما افتاد / می نمایند مو به مو ما را
غرق بحریم تا نپنداری / تشنه جویای آب جو ما را
ما خراباتیان سر مستیم / جام می آن تو سبو ما را
نعمت الله رند سرمست است / می کشد باز سو به سو ما را