شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۶۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

رند مستی چو دمی با او برآ / از در میخانهٔ ما خوش درآ
مجلس ما را غنیمت می شمُر / زانکه اینجا خوشتر از هر دو سرا
جام می بستان و مستانه بنوش / قول ما می گو سرودی می سرا
خوش خراباتی و خم می سبیل / ما چنین مستیم و مخموری چرا
آب چشم ما روان بر روی ماست / باز می گویند با هم ماجرا
ماه من امشب بر آمد خوش خوشی / تو بیا تا روز امشب خوش برآ
نعمت دنیی و عقبی آن تو / نعمت الله از همه عالم مرا