شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جامی ز حباب پر کن از آب / جام می ما به ذوق دریاب
در بحر درآ که عین مائی / با ما بنشین خوشی درین آب
مه روشن از آفتاب باشد / آن نور بُود به نام مهتاب
چشم تو خیال غیر گردید / خوابی است که دیده ای تو در خواب
محبوب خود و محب خویشیم / مائیم دریا ، حباب احباب
می در قدح است و عاشقان مست / مخمور مرو بیا و بشتاب
سید ساقی و صحبتی خوش / حاضر شده اند جمله اصحاب