شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آفتابی ز ماه بسته نقاب / می نماید به چشم ما دریاب
نظری کن در آینه بنگر / ور نداری تو آینه دریاب
نقش غیری خیال اگر بندی / آن خیالی بود ولی در خواب
صورت و معنی همه داند / هر که او باشد از اولوالالباب
لیک در هرچه روی بنماید / هم مسبب ببین و هم اسباب
آفتاب است ماه خوانندش / نور مهر است گفته ام مهتاب
نعمت الله مربی نیکوست / تربیت یافته وی از ارباب