شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است / تا نپنداری که کار عاشقی باد هوا است
کی تواند هر کسی رفتن طریق عشق را / ز انکه هم در منزل اول فنا اندر فنا است
بی ملامت پای در کوی غمش نتوان نهاد / رهروی کو بی ملامت می رود آیا کجا است
عشق می ‌ورزی نخست از سر برون کن خواجگی / شاه اگر در کوی عشق آید در این صورت گدا است
نعمت الله از سر صدق و صفا در نه قدم / ره روی کاینجا به عشق آید صفا اندر صفا است