شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۵| ” میراثدار ادب پارسی “
جامیست پر آب و عین آب است / وین جام شراب ما حباب است
موج است حجاب ما در این بحر / یا آب که آب را حجاب است
مستیم مدام در خرابات / هم صحبت ما چو ما خراب است
هر حرف از این کتاب جامع / مجموعهٔ جملهٔ کتاب است
نقشی که خیال غیر بندد / در دیدهٔ ما خیال خواب است
از غیر مجو تو آبروئی / زیرا که شراب او سراب است
دیدیم به نور نعمتالله / آن ماه که نورش آفتاب است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.