شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جامیست پر آب و عین آب است / وین جام شراب ما حباب است
موج است حجاب ما در این بحر / یا آب که آب را حجاب است
مستیم مدام در خرابات / هم صحبت ما چو ما خراب است
هر حرف از این کتاب جامع / مجموعهٔ جملهٔ کتاب است
نقشی که خیال غیر بندد / در دیدهٔ ما خیال خواب است
از غیر مجو تو آبروئی / زیرا که شراب او سراب است
دیدیم به نور نعمت‌الله / آن ماه که نورش آفتاب است