شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۶| ” میراثدار ادب پارسی “
موج است و حباب هر دو آب است / آبست که صورتاً حباب است
روشن بنگر که آفتابی / بنموده جمال و مه نقاب است
صورت دیدی و ماه گفتی / معنی بنگر که آفتاب است
مستیم و خراب در خرابات / معمور خوشی چنین خراب است
در جام جهان نما نماید / جامی ز شراب پر شراب است
بحریم و حباب و موج جوئیم / این مائی ما به ما حجاب است
قولی که حدیث سید ما است / میگو که خلاصهٔ کتاب است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.