شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

موج است و حباب هر دو آب است / آبست که صورتاً حباب است
روشن بنگر که آفتابی / بنموده جمال و مه نقاب است
صورت دیدی و ماه گفتی / معنی بنگر که آفتاب است
مستیم و خراب در خرابات / معمور خوشی چنین خراب است
در جام جهان نما نماید / جامی ز شراب پر شراب است
بحریم و حباب و موج جوئیم / این مائی ما به ما حجاب است
قولی که حدیث سید ما است / می‌گو که خلاصهٔ کتاب است