شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۸| ” میراثدار ادب پارسی “
آئینهٔ ذات عین ذات است / ذات است که مجمع صفات است
بی جود وجود حضرت او / عالم به تمام فانیات است
می نوش مدام دُردی درد / کاین دُردی درد دل دوات است
میخانهٔ ما است در خرابات / و این خانه ورای شش جهات است
سیراب شدند خلق عالم / آری همه چیز ذوحیات است
گر کشته شوی به تیغ عشقش / آن حی قدیم خونبهات است
سید به حضور نعمتالله / دایم به وضو و در صلات است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.