شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۰| ” میراثدار ادب پارسی “
در محبت جان اگر بازی خوش است / گر کنی بازی چنین بازی خوش است
یار کرمانی اگر چه خوش بود / دلبر سرمست شیرازی خوش است
رند سرمستیم و با ساقی حریف / با حریف خویش دمسازی خوش است
چند گردی تو به خود گرد جهان / یک دمی با خویش پردازی خوش است
ساز ما ار ذوق خوشتر می دهد / ساز ما را گر تو بنوازی خوش است
عشق چون سلطان به تخت دل نشست / خانه را با عشق پردازی خوش است
سیم قلب تو ندارد رونقی / سیم قلب خویش بگدازی خوش است
در طریق عاشقی چون عاشقان / هر چه داری جمله دربازی خوش است
یک دمی با سید رندان بساز / تا بدانی ذوق دمسازی خوش است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.