شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۱| ” میراثدار ادب پارسی “
همه جا خوان نعمت عشق است / عالمی رحمت عشق است
هر چه در کائنات است میبینی / نیک بنگر که حضرت عشق است
خدمت عاشقی اگر یابی / بندگی کن که خدمت عشق است
هر سخاوت که عاشقان دارند / همه از یُمن دولت عشق است
خوش خرابیم و این خرابی ما / اثری از مرمت عشق است
همت ما جز او نمی جوید / این بلندی ز همت عشق است
نعمتالله را غنیمت دان / گر تو را ذوق نعمت عشق است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.