شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جان ما زنده دل از آب حیات عشق است / صورت و معنی ما ذات و صفات عشق است
آفتابی است که در دور قمر تابان است / نزد ما جوشش دریا حرکات عشق است
عشق را جا و جهت نیست ولیکن به ظهور / شش جهت می‌نگرم جمله جهات عشق است
از کرم عشق وجودی به عدم می ‌بخشد / هر چه موجود بُود از برکات عشق است
دارم از عشق براتی ز دو عالم لیکن / بنده آزاد بود چون به برات عشق است
ظاهر و باطن او عاشق و معشوق منند / حسن و احسان همگی از حسنات عشق است
گوش کن گفتهٔ مستانهٔ سید بشنو / که سخنهای خوشش از کلمات عشق است