شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۳۵| ” میراثدار ادب پارسی “
خانهٔ دل سرای جانان من است / خلوت خاص حضرت جان است
بزم عشق است مجلس جانم / ساقیش بندگی جانان است
عشق سرمست توبه ام بشکست / بیگناهم مرا چه تاوان است
دُرد دردش مدام مینوشم / ذوق مستی جانم از آن است
سخنی خوش به ذوق میگویم / قصهام داستان مستان است
رندم و ساکن خراباتم / زانکه این گوشه وقف رندان است
نالهٔ عاشقانهٔ سید / بلبل مست گلشن جان است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.