شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۴۱| ” میراثدار ادب پارسی “
با محیط عشق او دنیا بر ما شبنمی است / چشمهٔ آبی چه باشد هفت دریا شبنمی است
موج و دریا و حباب و جو به عین ما نگر / تا روان بینی در آن دریا که آنها شبنمی است
عارف دریا دلی گر دم ز دریا می زند / هست دریای خوشی اما از آنجا شبنمی است
ژالهای بر عارض لاله نشیند در نظر / گر چه سیراب است اما جان ما را شبنمی است
ای که می گوئی که آب روی دریا دیده ام / آبرو داری ولی در دیدهٔ ما شبنمی است
چیست عالم شبنمی از بحر بی پایان ما / آبرو از ما بَرد ، گر قطرهای یا شبنمی است
چشم ما بحر محیطی در نظر دارد مدام / غیر این دریای ما در چشم بینا شبنمی است
نعمتالله خوش در این دریای بی پایان فتاد / در چنین دریا چه باشد قطرهای یا شبنمی است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.