شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

لطف اگر بر ما گمارد حاکم است / ور دمار از ما برآرد حاکم است
تشنه ایم و رحمتی خواهیم از او / گر ببارد ور نبارد حاکم است
گر شمارد بنده را از بندگان / حاکمست ار نه شمارد حاکمست
گر کشد نقش خیالی حاکم است / ور نگاری می نگاری حاکمست
گر کشد صد جان فدای حضرتش / ور به خاکم می سپارد حاکمست
روی گل را حکم او خارد به خار / گر نخارد ور بخارد حاکمست
ما گنه کاریم و سید پادشاه / گر بگیرد ور گذارد حاکمست