شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۱| ” میراثدار ادب پارسی “
لطف اگر بر ما گمارد حاکم است / ور دمار از ما برآرد حاکم است
تشنه ایم و رحمتی خواهیم از او / گر ببارد ور نبارد حاکم است
گر شمارد بنده را از بندگان / حاکمست ار نه شمارد حاکمست
گر کشد نقش خیالی حاکم است / ور نگاری می نگاری حاکمست
گر کشد صد جان فدای حضرتش / ور به خاکم می سپارد حاکمست
روی گل را حکم او خارد به خار / گر نخارد ور بخارد حاکمست
ما گنه کاریم و سید پادشاه / گر بگیرد ور گذارد حاکمست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.