شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۴| ” میراثدار ادب پارسی “
در گوشهٔ میخانه کسی را که مقام است / ناقص نتوان گفت که او رند تمام است
از روز ازل تا به ابد عاشق و مستیم / خود خوشتر از این دولت جاوید کدامست
با ساقی رندان خرابات حریفیم / دائم بود آن ساقی و آن عشق مدام است
بی نام و نشان شو که درین کوی خرابات / بی نام و نشان هر که شود نیک به نام است
می نوش می عشق که پاکست و حلالست / این می نه شرابیست که در شرع حرام است
خوش جام حبابی که پر از آب حیاتست / مائیم چنین همدم و پیوسته به کام است
سلطان جهان بندهٔ سید شده از جان / این بندهٔ آن خواجه که در عشق غلامست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.