شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۵۶| ” میراثدار ادب پارسی “
روح اعظم روان سید ماست / لوح محفوظ آن سید ماست
هر معانی که عارفان دانند / دو سه حرف از بیان سید ماست
بی مثال و مثال هر فردی / یرلغی از نشان سید ماست
جان جزوی فنا شود اما / جان جاوید جان سید ماست
عقل اول به نزد اهل دلان / عاشق عاشقان سید ماست
هر یکی را از او بود اسمی / اسم اعظم از آن سید ماست
نعمت الله که میر مستانست / بندهٔ بندگان سید ماست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.