شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۶۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دل ما گنج و گنجخانهٔ ماست / گوشهٔ جان ما خزانهٔ ماست
نغمهٔ بلبلان گلشن عشق / صفت صوت خوش ترانهٔ ماست
در خرابات عشق شب تا روز / نالهٔ زار عاشقانهٔ ماست
اندر این دامگاه عرصهٔ دل / مهر شهباز عشق دانهٔ ماست
بی نشان است راه جان لیکن / دل ما پیرو نشانهٔ ماست
هر زمان خود زمانه دگر است / این زمان بی گمان زمانهٔ ماست
دم به دم می رسد ندا کای یار / نعمت الله ما یگانهٔ ماست