شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۶۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

عشق او همدم دیرینهٔ ماست / خلوتش در حرم سینهٔ ماست
جان ما گرچه که آئینهٔ اوست / روی او نیز هم آئینهٔ ماست
کُنج دل گوشهٔ ویرانهٔ اوست / گنج او حاصل گنجینهٔ ماست
عشق ورزیدن و میخواری هم / عادت کهنهٔ دیرینهٔ ماست
صوفی صافی معنی به صفا / طالب صورت پشمینهٔ ماست
آنچه امروز توئی طالب آن / حرفی از درس پریرینهٔ ماست
همچو سید بود ایمن ز خمار / هر که مست از می دوشینهٔ ماست