شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۶۶| ” میراثدار ادب پارسی “
عشق او همدم دیرینهٔ ماست / خلوتش در حرم سینهٔ ماست
جان ما گرچه که آئینهٔ اوست / روی او نیز هم آئینهٔ ماست
کُنج دل گوشهٔ ویرانهٔ اوست / گنج او حاصل گنجینهٔ ماست
عشق ورزیدن و میخواری هم / عادت کهنهٔ دیرینهٔ ماست
صوفی صافی معنی به صفا / طالب صورت پشمینهٔ ماست
آنچه امروز توئی طالب آن / حرفی از درس پریرینهٔ ماست
همچو سید بود ایمن ز خمار / هر که مست از می دوشینهٔ ماست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.