شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۶۷| ” میراثدار ادب پارسی “
علم ام الکتاب حاصل ماست / لوح محفوظ حافظ دل ماست
اسم اعظم که صورتش ماییم / جمع معنی هفت هیکل ماست
آنچه بحر محیط خوانندش / نزد ما آن سراب ساحل ماست
منزلانی که دیده در ره اوست / منزلی چند از منازل ماست
آن حقیقت که اول همه اوست / مشکل حل و حل مشکل ماست
عشق او قاتل است و ما مقتول / جان عالم فدای قاتل ماست
نعمت الله به ما شده واصل / طلبش کن ز ما که واصل ماست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.