شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۷۴| ” میراثدار ادب پارسی “
درد دل ما دوای درد دل ماست / خوش درد و دوائیست که آن حاصل ماست
ما بندهٔ او و سید رندانیم / ما سائل او و عالمی سائل ماست
آن گنج که اسمای الهی خوانند / در کنج خرابه جو که آن در دل ماست
چه جای نهایت است ره رو ابدا / گر راه رود در اول منزل ماست
نور است حجاب ظلمتش را چه محل / مه حایل آفتاب و او حایل ماست
رندی که محیط را به یک جرعه خورد / نوشش بادا که همدم کامل ماست
مفعول ویند جمله اشیا به تمام / یک فعل ظهور قدرت فاعل ماست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.