شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۷۶| ” میراثدار ادب پارسی “
هرکجا پیریست طفل پیر ماست / این چنین پیری در این عالم کراست
جملهٔ ارواح جزئیات او است / بلکه او در کل عالم پادشاست
در صفات و ذات او دیدم عیان / حضرت او مظهر لطف خداست
نقطهٔ بابل الف بل خود الف / روح اعظم سید هر دو سراست
ای که می پرسی که این اوصاف کیست / شمه ای از خلق و خوی مصطفی است
عین او بحر است و ما امواج او / تا نپنداری که او از ما جداست
من شدم فانی ز خود باقی بُود / بر سر دار فنا دار بقاست
کی بیابد لذت از جان عزیز / هر کرا با او به جانش پادشاست
نعمت الله او به عالم می دهد / نعمت الله نعمت بی منتهاست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.