شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۸۲| ” میراثدار ادب پارسی “
راه عشاق رو که آن ره ماست / بشنو این قول از حسینی راست
با مخالف روا نشدی به حجاز / به خطا می روی مرو که خطاست
تا خیالش به چشم ما بنشست / از نظر نقش غیر او برخاست
مطربا نغمه ای که ساقی ما / آمد و مجلس خوشی آراست
ما چنین مست و تو چنین مخمور / خود بگو جرم تست یا از ماست
نفسی کز تو فوت شد آن دم / به همه عمر عذر نتوان خواست
نعمت الله به صورتش منگر / معنیش بین که عین نور خداست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.