شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۹۳| ” میراثدار ادب پارسی “
هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست / در دیدهٔ ما بیند چشمی که به حق بیناست
گر شخص نمی بینی در سایه نگر باری / همسایهٔ او مائیم این سایه ازو پیداست
تا صورت خود بیند در آینهٔ معنی / معنی همه عالم در صورت او پیداست
ما در طلبش هر سو چون دیده همی گردیم / ما طالب و او مطلوب وین طرفه که او با ماست
موجیم در این دریا مائیم حجاب ما / چون موج نشست از پا مائی ز میان برخواست
هر بنده که می بینی دریاب که سلطانیست / هر قطره ز جود او چون درنگری دریاست
گفتار خوشم بشنو کز ذوق همی گویم / گر بنده ز خود گوید سید به خدا گویاست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.