شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۰۰| ” میراثدار ادب پارسی “
نعمة الله در شراب افتاده است / سر به پای خم می بنهاده است
در خرابات مغان بزمی نهاد / خوش در میخانه را بگشاده است
در صدف دُر یتیمی یافتم / گوهر اصلی است نه بیجاده است
ما خراباتی و رند و عاشقیم / چون توان کردن چنین افتاده است
آب چشم ما به هر سو رو نهاد / عزتش دارید مردم زاده است
بندهٔ جانی و جانانیم ما / جان ما از بندگی آزاده است
سید ما رهنمای عارفیست / در طریق عاشقی بر جاده است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.