شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۰۲| ” میراثدار ادب پارسی “
خوش آب حیاتیست که گویند شرابست / حالی و چه خوش حال که دل مست و خرابست
غیری به تو گر روی نماید مگذارش / کان نقش خیالست که در دیدهٔ خوابست
گویند که امواج حبابست درین بحر / آبست که در دیدهٔ ما عین حجابست
هر ذره که بینی به تو خورشید نماید / مهر است به چشم من و تو ماه نقابست
این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوقست / بنویس که مجموعهٔ مجموع کتابست
بی تو گل توحید که خوشبو شوی از وی / هر چند گلابست ببو نام گلابست
سید طلب و رو به خرابات مغان آر / می رو به سلامت که ره خیر و صوابست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.