شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۲۰۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

موجیم و حباب هر دو آبست / آبست که صورت حبابست
آن کس که خیال غیر بندد / نقش غلطست و خود به خوابست
موجست و حباب هر دو یک آب / آبست که آب را حجابست
مهتاب چو رو به تو نماید / روشن بنگر که آفتابست
بر بسته نقاب می برد دل / این طرفه که عین آن نقابست
دلسوخت در آتش محبت / گر میل کنی جگر کبابست
اسرار ضمیر نعمت الله / احسان که کند که بی حسابست