شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۲۰۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست / در خانهٔ خویشیم و غریبیم غریبست
در عین وصالیم و گرفتار فراقیم / ما دور ز یاریم ولی یار قریبست
درماندهٔ دردیم ولی خرم و شادیم / ما را چه غم از درد چو محبوب طبیبست
در دیدهٔ مجنون همه جا صورت لیلی است / در چشم محبان همه معنی حبیب است
ای عقل تو مخموری و من عاشق سرمست / غوغا مکن ای خواجه که این هردو حبیبست
لاهوت تو چون موسی و ناسوت تو مابوت / معنی تو چون موسی و صورت چو صلیبست
مائیم که معشوق خود و عاشق خویشیم / هم سید و هم بنده نظر کن که حبیبست