شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۱۱| ” میراثدار ادب پارسی “
اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جست / عاشقان را ز خرابات مغان باید جست
دل به دست غم آن جان جهان باید داد / وانگهی شادی از آن جام جهان باید جست
اگر از باد صبا خاک درش می جوئی / همچو غنچه به هوا جامه دران باید جست
دم به دم خون دل از دیده روان باید ساخت / اصل دیده در آن آب روان باید جست
در کنار اشک جگر گوشهٔ ما باید دید / مردم دیدهٔ ما را به میان باید جست
ساقیا ساغر و پیمانهٔ می سوی من آر / که از آن هر دو مراد دل و جان باید جست
در خرابات اگر گوشه بیابی سید / خونش از غمزهٔ غماز فلان باید جست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.