شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۱۳| ” میراثدار ادب پارسی “
دل به دنیا مده که آن هیچست / آن جهان جو که این جهان هیچست
هر کرا علم هست و مالش نیست / قدر او نزد جاهلان هیچست
چه کنی مفردات ای مولا / غیر مفرد در این میان هیچست
ای که گوئی نشان او جویم / بی نشانست و آن نشان هیچست
لطف معنی طلب تو از صورت / بی معانی همه بیان هیچست
در پی زن مرو که چون دنیا / شیوهٔ شکل این و آن هیچست
ذوق نقش خیال چندان نیست / لذت و وهم عاقلان هیچست
منصب زهد نزد ما سهلست / عشرت و عشق فاسقان هیچست
به جز از زندگی حضرت ما / نزد رندان عاشقان هیچست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.