شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۲۳۸| ” میراثدار ادب پارسی “
نور رویش آفتابی دیگر است / چشم ما بر ماهتابی دیگر است
گر کسی بیند خیال او به خواب / آن خیال ما و خوابی دیگر است
آب چشم ما به هر سو می رود / روی ما شسته به آبی دیگر است
موج دریائیم و دریا عین ما / غیر ما بر ما حجابی دیگر است
ساقی ما می به ما بخشد مدام / خیر او بر ما برای دیگر است
هرچه می بینی چو آن مخلوق اوست / نزد ما عالیجنابی دیگر است
نعمت الله در خرابات مغان / عاشق مست و خرابی دیگر است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.